استاد ژولیده نیشابوری

ژولیده نیشابوری

محمدحسن فرحبخشیان، فرزند محمداسماعیل، در سال 1320 شمسی در منطقهٔ فرح‌بخش نیشابور دیده به جهان گشود و روزگار کودکی و نوجوانی را در دیار سپیده و صبح بالید. هر چند تحصیلات وی تا مقطع سیکل متوسطه، بیشتر، فرجام نیافت اما رویدادی در دورهٔ جوانیش، دریچهٔ دیگری از زندگی بر روی وی گشود ... خرداد سال 1342 –از این رویداد بیشتر خواهیم گفت- و سرانجام با بجا گذاشتن بیش از 30 کتاب و جزوه در مهرماه 1386 شمسی به دیار باقی شتافت.

 

بارش شعر

وجود محمدحسن فرحبخشیان، از همان اوان کودکی و نوجوانی با دلبستگی به ائمه‌ آمیخته شد، در جایی از آن زمان چنین می‌گوید: «اولین بار که با مادرم در مجلس عزاداری امام حسین (ع) شرکت کرده بودم، سخنران دربارهی حضرت فاطمه زهرا (س) و علت شهادت و محل دفن آن بانوی بزرگوار سخن می‌گفت و در پایان مداحی به ذکر مصیبت ایشان پرداخت که من زار زار گریه کردم و در آن هنگام در قلبم جرقه‌ای زد که ای کاش می‌توانستم من هم در مدح و ثنای این بانوی دو عالم شعر بگویم در همانجا از بی‌بی‌خانم فاطمه(س) خواستم مرا کمک کند و همان هم شد.» و سرانجام زلال باران شعر در یکی از روزهای 12 سالگی بر نهاد شیفتهٔ محمد حسن باریدن گرفت ... :«یک شب خوابیده بودم در خواب دیدم وارد مجلسی شدم که بزرگان همه جمع بودند و در مدح اهل بیت شعر می‌گفتند. در میان آنها بشیر و شهریار را دیدم که مورد عنایت اهل بیت قرار گرفتند، خیلی ناراحت شدم که چرا من نباید شعر بگویم، در یک لحظه یکی از بزرگان مرا به اسم صدا زد و گفت، حسن کوچک هم شعر بخواند. صبح آن روز که از خواب بیدار شدم، بی‌اختیار شعر مثل باران از دهانم خارج می‌شد و من که در آن زمان 12 سال بیش نداشتم، شروع کردم به نوشتن اشعاری که می‌سرودم، روز به روز بیشتر از محبت اهل بیت (ع) به خصوص فاطمه زهرا (س) و سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) بهره‌مند شدم.»

 

این ژولیده‌ شوریده خاکی

اما نهاد شیفته و طوفانی فرحبخشیان بیست و دو ساله در امتزاج با یکی از بزرگترین وقایع تاریخ معاصر ایران، جوهره‌ای دیگر گرفت؛ وی همزمان با نخستین جرقه‌های انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی بود، با سرودن دو بیت شعر، که بهای آن، بازداشت و تحمل سه سال و هشت ماه حبس در زندان ساواک بود، با انقلاب ایران همراه شد:

پیـام رهـبر ایران در این جهـــان این اسـت________سـکوت در برابر ظالم، خـلاف آییـــن است

چـو دید عکس خمینی، به خود گفتا شاه:________کسی که کاخ مرا زیر و رو کند، این است!

«خرداد سال 42 در مدرسه فیضیه پای منبر امام خمینی(ره) دو بیت شعر درباره اهمیت و ارزش ولایت فقیه سرودم و مجلس چنان متحول شد که بعد از پایان سخنرانی امام، مرا دستگیر و به زندان ساواک قم بردند و تا 15 روز زیر شکنجه دژخیمان در بدترین وضعیت اذیت و آزار و بعد از آن به بند یک زندان قصر منتقل شدم. بعد از چند روز در بین راه بند، تا محل بازپرسی، مرحوم آیت‌الله طالقانی را ملاقات کردم و همین برخورد باعث شد که وی به دژخیمان گفت، این ژولیدهٔ شوریدهٔ خاکی را از کجا آوردید. بعد از آن با این مرد خدا چندین بار دیدار داشتم که او نام ژولیده را بر من نهاد».

ژولیده پس از آزادی از زندان، تا سال 1357، دو بار دیگر و در جمع، 6 ماه دیگر زندان را تجربه کرد.

وی در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نیز در جبهه‌های نبرد حضور یافت و برخی سروده‌های حماسی وی به آن دوران بر‌می‌گردد.

 سکونت در ورامین

ژولیدهٔ نیشابور، پس از رهایی از زندان قصر مدتی در ورامین ساکن شد، و سپس به وطن مراجعت نمود و در مرحلهٔ دوم از سال 1368 در ورامین سکونت گزید و در جوار احترام و مهمان‌نوازی مردمان این دیار، تا واپسین لحظه‌های حیاتش را در این شهر پایید.


سرانجام، ژولیدهٔ نیشابور، در عصرگاه روز پنجشنبه، نوزدهم مهر 1386 شمسی، در بیمارستان سوم شعبان تهران بر اثر سکتهٔ قلبی، دیار خاکی را ترک گفت و پیکر شیدایی‌اش، در گورستان ورامین -موسوم به گلزار شهدای حسین‌ رضا- در کنار فرزند شهیدش، آرام گرفت.

 

آثار ژولیدهی نیشابور

درونمایهٔ اغلب سروده‌های این شاعر آئینی و دغدغه‌مند، مذهب، مدح اهل بیت (ع)، انقلاب و دفاع مقدس می‌باشد. از این شاعر نازک‌اندیش و بدیهه‌سرای نیشابوری تا کنون بالغ بر 30 اثر در قالب کتاب و جزوه مشتمل بر مجموعه آثاری از قبیل: «گلبانگ عشق»، «ای قلبها بسوزید»، «ای چشمها بگریید»، «چه کنم، دام می‌سوزد» و ... به زیور طبع آراسته گردیده که برخی از این آثار بیش از 15 بار تجدید چاپ شده است.

اما برخی شعرهای ژولیده‌ی نیشابور، سال‌هاست که همچون جوی روان بر زبان مردم، پوسترها و اعلامیه‌ها و سایر جراید و رسانه‌ها جاری‌اند، از آن جمله‌اند: «در بهار آزادی جای شهدا خالی» و «ای شهیدان وطن پر لاله گلزار شماست» و ... .

 

راز شعر عاشورایی

ژولیده، زیارت عاشورا را هم به زبان شعر درآورده است. وی در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی کیهان، انگیزه‌ی این کار را چنین ترسیم می‌نماید: «در یک شب جمعه، بعد از خواندن زیارت عاشورا، به خانم فاطمه زهرا (س) متوسل شدم. بعد از گریه و زاری به خواب رفتم ساعت 2 بعد از نیمه شب بود که در خانه به صدا درآمد. وقتی رفتم دم در، یک آقای بزرگواری با شال سبز مرا به اسم صدا زد و گفت، چرا زیارت جدم را به شعر نمی‌گویی و سپس از نظر رفت و من آن شب تا صبح تمام زیارت عاشورا را به شعر درآوردم.»


با بازخوانی قطعه شعری ژولیده‌ای، حرمت اندیشه‌اش را پاس مینهیم:

«لطف حق»

دلت را خانهٔ مـا کن، مصفّـا کردنش با من_________به‌ ما درد دل افشا کن، مـداوا کردنش با من

اگر گم کرده‌ای ای ‌دل، کلید استجــابت را_________بیا یک لحظه با ما باش، پیــدا کردنش با من

بیفشان قطره‌ی ‌اشکی که من‌ هستــم خریدارش_________بیاور قطره‌ای اخــلاص، دریـــا کردنش با من

اگر درها به‌رویت بسته شـد دل برمکن بازآ_________درِ این خانه دق‌البـاب کُـــن واکردنش با من

به من گو حاجت خود را، اجـابت می‌کنم آنی_________طلب کن آنچه می‌خواهی، مهیّـــا کردنش با من

بیا قبل از وقـوع مرگ روشـن کن حسابت را_________بیاور نیک وبد را، جمـع و منها کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ما را شـکر نعمت کن_________غم فردا مخور، تأمیــن فـــردا کردنش با من

به‌ قـرآن آیه‌ی‌ رحمت فـراوان است ای انسان_________بخوان این آیه را،تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنـه کردی، مشو نومیــد از رحمت_________تو نامه توبه را بنویس، امضـا کردنش با من

 

· «ژولیده نیشابوری به جوار رحمت خدا کوچید»، هفته‌نامه‌ی صبح نیشابور، سال نوزدهم، شماره 713، یکشنبه 22 مهر 1386، ص8.

· « گفت و گوی کیهان با استاد ژولیده در آخرین روزهای زندگی لقب «ژولیده» را آیت الله طالقانی بر من نهاد »، روزنامه کیهان، سال شصت و ششم، پنجشنبه دهم آبان ماه 1386

/ 0 نظر / 6 بازدید